قهرمان ميرزا عين السلطنه

6883

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سليم مادر شاه و قاجاريه را حلاجى كرده بود ، حتى لفظ بىناموس ذكر نموده بود كه نگاه داشتيم تا اگر خدا خواست براى محاكمه . مليجك را هم منيجه نوشته بود و غلط است . مليجك به زبان گروسى گنجشك است . عزيز السلطان خيلى كوچك بود و گروسى ، لذا اين اسم را شاه به او گذاشت . چراغان تاج‌گذارى براى تماشاى چراغان راه افتاديم بازارها را خوب بسته بودند ، خصوصا بازار سمسارها . به هر طاقى چهلچراغ آويزان و همه‌جا بيرق كشيده بودند . خيابان كمتر چراغان بود جز شاه آباد . گفتند پامنار و سرچشمه [ را ] هم خوب چراغان نموده بودند كه هيچ معمول نبود . اما ادارات دولتى ، بلديه ، حتى بانك انگليس كه اصرارى هميشه در چراغانى داشت به كلى خاموش بود . سردار سپه اجازه نداده است . آتش‌بازى هم نكردند . اگرچه باران و تگرگ اجازه نمىداد اما قبلا كه آثارى از آن نبود . هر محله يك اتومبيل كرايه و جمعى نشسته عكس شاه و چراغ زياد بدان نصب و در خيابانها حركت مىكردند . ورقه‌هاى الوان براى تشويق و تهينت مىانداختند « 1 » . چند درشكه هم همين قسم در حركت بود . ارادهء ملت واقعا اراده ارادهء تودهء ملت است كه هيچ‌چيز جلوگيرى نمىكند . نادر زور داشت اما باز ميل توده بود كه پادشاه شد . آقا محمد خان هم همان قسم . ما تابع زور هستيم ، به واسطهء بىعلمى و بىسوادى . اما در همان حال باز اراده‌مان شرط است . راست است شهرت دارد روسها پول دادند و تحريك كردند . اما اين پول را به همه دادند ؟ نه . تودهء ملت طالب نبود اين كار صورت نمىگرفت . يك پولى هم ميانه جمعى زدند و بردند . احساسات يك مملكتى و يك شهر عظيمى مثل طهران را با پول نمىتوان زنده يا خفه نمود . در هر حال انگليسها به مقصود خود رسيدند . ما كه داشتيم تازه داخل انجمن انسانيت و تمدن مىشديم قسم ديگر و عكس آن معرفى شديم . دو تكان و لطمهء سخت هم به دو شخص اول و دوم مملكت ما داد . به شاه حالى كرد تاج و تخت تو به ارادهء من است . به سردار سپه هم فهماند كه تو داخل آدم نيستى . من تو را بالا بردم و مىتوانم پائين بياورم .

--> ( 1 ) - يك نمونه كه روى كاغذ قرمزرنگ است چاپ مىشود .